تبلیغات
گروه کارآفرینان یاسین (طب سنتی و تغذیه سالم)-(موفقفیت و کسب و کار) - مهارت های مواجهه با فشارهای اجتماعی

رزق و روزی به دنبال تو می دود آرام باش- امام علی(ع)

مهارت های مواجهه با فشارهای اجتماعی

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:سه شنبه 10 اسفند 1395-09:32 ق.ظ

مهارت های مواجهه با فشارهای اجتماعی

مهارتهای زندگی

مشکلات روزمره چگونه بر ما تأثیر می گذارند؟

تا مدتهای طولانی این موضوع که مسایل روزمره زندگی می تواند اثرات زیان بخشی بر ‏روی سلامت جسمی و روانی داشته باشد مورد تردید بود . اما مطالعات اخیر نشان داده است ‏که این امر حقیقت دارد . در واقع بین تعداد مسایل روزمره ای که افراد تجربه می کند و علایم مشکلات سلامتی و تنشهای روان شناختی و همچنین فیزیولوژیکی همبستگی وجود دارد و حتی شواهدی وجود دارد که استرس می تواند بر سیستم ایمنی تأثیر منفی بگذارد و خطر ابتلا به بیماریهای عفونی را افزایش دهد.

تحقیقات نشان داده اند اثرات زیان بخش مشکلات روزمره افرادی که تا به حال تحت استرس نبوده اند، افراد مضطرب و نیز کسانی که در حالت آشفتگی روانی قادر به مقابله موثر نیستند شدید تر است. فشارهای ناشی از مسایل روزمره برای افرادی که دارای عزت نفس بالا هستند و از سیستم حمایتی خوبی برخوردارند، کمتر است در حقیقت این سوال مطرح است که آیا چگونه از طریق ترکیب حس کنترلی درونی با حالت خودکارآمدی عزت نفس خود را تقویت کنیم. داشتن عزت نفس بالا به ما کمک می کند از عهده : تأثیرات ‏منفی تنشهای و روزمره ‏برآییم. یادآور می شویم که حمایت دیگران به کاهش تأثیرات منفی استرسهای روزمره به سلامت روان و روحیه ما کمک می کند.

‏ارزیابی رویدادهای تنش زا :

‏رویدادهای بالقوه تنش زا زمانی در زندگی شما تأثیر منفی می گذارد که آن ها را تهدید ‏کننده، مهم و غیر قابل کنترل ارزیابی کنید .

* مهارتهای خود ارزیابی

‏ارزیابیهای زیر موجب می شود که شما رویدادها و زندگی را به عنوان تهدید کننده در نظر بگیرید :

این موفقیت در من احساس اضطراب ایجاد می کند.

‏عاقبت این وضعیت منفی است.

این موقعیت تهدید کننده است.

‏ارزیابیهای زیر موجب می شود که شما یک رویداد را مهم تلقی کنید:

این موقعیت برای من نتایج مهمی دارد.

‏این موقعیت برای من پیامدهای دراز مدت دارد.

‏این ارزیابی ها موجب می شود که شما یک رویداد را غیر قابل کنترل تلقی کنید

این واقعیت به طور کامل مأیوس کننده است

غیر ممکن است که بتوانم در این مورد کاری انجام دهم . نه من و نه هیچ کس دیگر نمی تواند این وضعیت را تغییر دهد .

شما زمانی می توانید با رویداد هایی بالقوه تنش زا در زندگی، بهتر مقابله کنید که آن ها را صورت رویدادهای تحت کنترل خود ارزیابی کنید: (دکتر حسین حنیفه و دکتر مژده پورحسینی ، 1390 ، 228 و 229)

 

 


* مهارت مقابله با خشم

‏خشم یکی از هیجانهای پیچیده انسان است. خشم واکشنی متداول نسبت به ناکامی و بدرفتاری است. همه ما در طول زندگی با موقعیتهای خشم برانگیز روبرو شده ایم. اشکال خشم این است که اگر چه بخشی از زندگی است ولی ما را از رسیدن به اهداف خود باز می دارد و علت اینکه افراد در مورد خشم دچار تعارض و تضاد هستند همین نکته است. از یک طرف خشم پاسخ طبیعی انسان است و از طرف دیگر می تواند روابط بین فردی را مختل کند و ما را از رسیدن به اهداف خود باز دارد.

* دورنمای تاریخی خشم

‏یکی از بهترین راههای خوب برای درک دوسو گرایی ما نسبت به خشم توجه به طرز تلقی مردم در طول تاریخ نسبت به مقوله خشم است. جوامع دینی در مهار خشم بسیار موفق عمل کرده اند و اساساً هر جا دین مبادی اخلاقی اش را ترویج نموده است خشم انسانها در سطوح مختلف کاهش یافته است. (دکتر حسین حنیفه و دکتر مژده پورحسینی ، 1390 ، 225)


‏* مهارت شناخت مراحل زندگی

* مروری بر مراحل زندگی

تعاریف زیر در مورد مرا حل زندگی، که حاصل تحقیقات در زمینه مرا حل زندگی بزرگسالی است، پیشنهاد کننده آن است که ما زمان های مختلف زندگی خود بر نیازهای متفاوتی تاکید داریم.

‏برنامه ریزی برای یک شغل مستلزم اندیشیدن درباره گذشته، حال و آینده است. مرور اطلاعات مربوط به مراحل زندگی این زمینه را فراهم می آورد تا فردی که در صدد یافتن یا تعویض شغل است، نسبت به برخی از مسائل شخصی و عاطفی که احیاناً بر ارزش ها، برنامه ریزی و هدف گذاری وی تاثیر می گذارند، بینش به دست آورده و آن ها را تصدیق کند.

* 16 تا 22 سالگی اواخر دوره نوجوانی

‏در حال ترک دنیای والدین: پایه ریزی استقلال و عدم وابستگی، اما نه به شکل پایدار: نامطمئن از این که آیا می تواند در دنیای بزرگسالان روی پای خود بایستد یا خیر: پذیرای عقاید و افکار جدید.

* 22 تا 28 سالگی جوانی

‏کسب استقلال در کار ، ازدواج ؛ آزمایش همه بایدها و اجبارهای وضع شده از جانب پدر و مادر و این انتخاب که کدام را در بزرگسالی برای خود حفظ کند؛ در عین حال، نشان دادن لیاقت و شایستگی خود به پدر و مادر؛ داشتن اتکا به نفس بیشتر؛ خودسازی برای آینده؛ در نظر گرفتن ملاحظات خانوادگی و زناشویی.

* 28 تا 32 سالگی مرحله گذرای دهه سی (جوانی دوم)

‏زیر سوال بردن تعهدات اولیه در قبال روابط، ازدواج ، خانواده ‏و شغل: احتمال وقوع ارزیابی های مجدد و تغییرات مختلف؛ مرحله ای به ویژه ‏آسیب پذیر برای تداوم موقعیت فعلی. هر چند انتخاب برخی از افراد این است که هم چنان به گزینش های پیشین خود ادامه دهند .

* 32 تا 39 سالگی زمان نُضج گیری

‏درگیری در کار: کمک به رشد و پویایی فرزندان، اولویت دادن به پرورش فرزندان: تصدیق و به رسمیت شناختن پیام ها و نکات اخلاقی در نقش پدر یا مادر ؛ تعدیل شخصیت ؛ باور کردن و تن دادن به انتخابها ؛ توجه بیشتر به موضوعات کسب و کار ؛ تثبیت وجهه و اعتبار تا تقریباً 35 سالگی ، زمانی که این سوال در ذهن فرد شکل می گیرد که «آیا وقت آن را خم داشت تا به همه این کارها برسم؟ » شاید برای یک زن این نخستین فرصتی باشد که فارغ از مسائل مربوط به بچه داری و تربیت فرزند ، درصدد انتخاب شغل برآید .

* 39 تا 43 سالگی سالهای نقطه عطف در زندگی

‏تجربه دوره ای از آشوب درونی و بحران میانسالی؛ شاید معلوم می شود که رؤیاهای اولیه قابل دستیابی نیستند؛ تحیّر و بلاتکلیفی در این باره که «چرا اینجا هستم ، به کجا می روم؟» تغییرات بالقوه در شیوه زندگی و اغلب بدون طراحی قبلی؛ این احساس که در زندگی چیزی کم است؛ پیدا کردن افکار احتمالی درباره تشکیل خانواده؛ شروع یا تعویض شغل.

* 43 تا 50 سالگی تثبیت مجدد / به بار نشستن

‏آسودگی خیال، بیشتر از نظر سؤالات مربوط به فنا و مرگ، تحولات شغلی و تغییر شیوه زندگی؛ فرزندان در حال به آزمایش گذاردن استقلال خود هستند؛ مروری شخصی بر ‏الگوها و پرورش کودک، شکوفایی شغلی، توجه به رشد شخصیتی، فعالیت در جامعه؛ ارزیابی مجدد روابط خود با بلوغ فرزندان و رسیدن آنان به  دوره بزرگ سالی.

* 50 تا 65 سالگی شروع مجدد

‏در مال لذت بردن از آرامش نسبی، خستگی، داشتن یقین و انبساط خاطر نسبت به زندگی یا رویارویی با چالش های جدید به دلیل تغییر ناگهانی شغل؛ برنامه ریزی برای دوران بازنشستگی: احتمالاً کاهش انرژی و قدرت جسمانی، مرگ همسر یا دوستان؛ پیداش ساختار یک زندگی جدید: کاهش احتمال تن دادن به کارهای مخاطره آمیز: پذیرش نقش پدر یا مادر در زندگی فردی دیگر؛ مطرح شدن سؤالات معنوی؛ امکان رشد خلاقیت و نوآوری: آزاد شدن ار قید مفهومی به اسم «کار»؛ هر چند برخی از افراد در این زمان به شغل جدیدی روی می آورند: پرداختن به مسئولیت های مراقبت ار پدر و مادر ما سالخورده: بحران روحی و جنگ ‏اعصاب احتمالی بین زنی که پس از خلاص شدن از پرورش فرزند در عنوان زندگی شغلی خود به سر می برد و شوهری که مشتاق کناره گیری از کار و شروع مرحله جدیدی ار زندگی است .

* 65 سالگی به بالا دوره انتقال به سوی بازنشستگی

‏وقتی عمر طولانی شد و بازنشستگی اجباری نبود، این دوره به صورت «سال های طلایی واقعی» از نظر ادامه سودمندی برای اجتماع و رشد شخصیتی درمی آید.

* بازنشستگی

‏خاتمه دادن به الگوهای قدیمی کار برای در اختیار داشتن وقت بیشتر برای سرگرمی، کارهای تفننی علایق شخصی؛ فرصت هایی برای افزایش فعالیت های اجتماعی و محلی، لذت بردن از مسافرت، خانواده ‏و اوقات فراغت. به خاطر داشته باشید که این مراحل زندگی بر پایه عرف های اجتماعی گذشته و حال قرار دارد‏. دنیا با چنان سرعتی در حال تغییر و دگرگونی است که در مطالعات آینده‏، این عرف ها و هنجارهای اجتماعی یقیناً متفاوت خواهند بود . (دکتر حسین حنیفه و دکتر مژده پورحسینی ، 1390 ، 174،175،176،177)


خشم چیست

مسلماً دوست ندارید فرزندانتان با خشم و نفرتی درونی بزرگ شوند . می دانید گرد افراد عصبی مزاج بودن چقدر ناخوشایند است . وقتی شاهد کج خلقی و بد اخلاقی بچه ها هستید ، چه احساس بد و کسالت باری به شما دست می دهد . وقتی کودکان دچار خشم شدید می شوند آثار آن را در صورت و تمام اعضای بدن آنها احساس می کنید . خوب می دانید نه دچار شدن به این گونه انفجار های عصبی یا «‏درونی کردن» آن تا چه حد برای کودک زیانبار است و چنانچه بچه با این روحیه ‏بزرگ شود، همان قدر قربانی خشم خود می شود که افرادی که دائماً با او سر و کار دارند .

‏برای آ نکه به بچه ها کمک کنید مستقل و آزاداندیش بار بیایند حاضرید هر ‏کمکی از دستتان بر می آید انجام دهید تا آنها در آینده برده و اسیر خشم خود ‏نشوند . اگر بچه ها موفق شوند خشم را از صحنه زندگی خود خارج سازند ، ‏خلاقیت، شادابی و رضایتمندی آنها از زندگی به مراتب بیشتر خواهد شد . لیکن ‏شما ابتدا باید این مسئله را درک کنید و با کمال جدیت روی آن کار کنید و به ‏آنها بیاموزید که به هیچ وجه تحمل خشم آنها را نخواهید داشت.

خشم، ناشی از اندیشیدن است. تمام نزاع های تکراری و قدیمی خانوادگی نیز ‏از فکر کردن سرچشمه می گیرد . در مورد خشم هم همین طور است. فریاد های ‏خشم آلود بچه ها همیشه برای این بلند است که اثر می گذارد و کارگر می شود . این غضب ها به ندرت ریشه اختلالات عمیق آسیب شناسی دارد . عصبانیت شدید بچه موجب ‏می شود ، توجه منفی ای را که در نهایت موجب تسلیم پدر و مادر یا دیگران به خواست های او می گردد ، به دست آورد . بچه ها از خیلی کوچکی یاد میگیرند که با گهواره ، وقتی والدین فوراً طفل را بلند نمی کنند ، گرفته تا اوقات تلخی در خواربار فروشی وقتی کسی حاضر نیست برای آنها آدامس بادکنکی بخرد ، و تا زمانی که خواسته هاشان عملی نشده ، ادامه خواهد داشت ، منظورم رسیدن به آدامس بادکنکی است. وقتی به خشم کودک خود تسلیم می شوید پیامی که غیرمستقیم به او می دهید این است: «آنچه لازم است برای رسیدن به مقصود خود انجام دهی این است که هر وقت خواسته ای داری بی ادبی و خشونت از خود نشان دهی.» هرچه می خواهید آن را بنامید ، اما این را تغییر رفتار می گویند . این فقط رفتار شماست که با نفوذ منفی خشم ، تغییر می کند . بچه ها از خیلی کوچکی این درس را می آموزند و این شما هستید که نباید از اوان طفولیت موجب تقویت این نوع رفتارها در آنها بشوید ، ‏وگرنه آنها ممکن است با این باور گه می توانند با تحکم و این بهانه که «اخلاق من تند است، دست خودم نیست نمی توانم جلوی خودم را بگیرم ، این امری ارثی است». (دکتر ون دایر ، 1387 ، 248 و 249)


‏تعریف رفتار بهنجار و نابهنجار

بر اساس دیدگاه اسلام همه ی انسانها بر اساس فطرت متولد می شوند و فطرت نیز دارای ماهیت و رنگ الهی است. لذا همه کودکان ذاتاً سالم به دنیا می آیند ، لکن براساس شرایط محیطی و یادگیری از محیط ناسالم رفتار بد را می آموزند. روان شناسان نیز معتقدند اکثریت قریب به اتفاق رفتار انسان اکتسابی و در نتیجه یادگیری شکل می گیرد (ماسن 1979 ‏، مترجم یاسایی ، 1373‏).

‏والدین و معلمانی که بهداشت روانی کودک برایشان از اهمیت بالایی برخوردار است ، پیوسته این پرسش را مطرح می کنند که : «چگونه بدانم فرزند و یا دانش آموز من دارای رفتار ناهنجار و غیر عادی است ؟» این پرسش ساده ای نیست ، زیرا پاسخ به آن با توجه به افراد ، سن و جنسیت آنها ، موقعیت ها ، و فراوانی تکرار نشانه های رفتاری ، متفاوت خواهد بود . بنابراین ناهنجاری رفتاری را نیم توان به طور مطلق تعریف کرد ، بلکه تعریف آن نسبی و بر حسب میزان فاصله آن رفتار با رفتار دیگران ، یعنی رفتار عادی است . به بیان دیگر هر رفتار عادی که دارای شدت ، فراوانی بالا و گستردگی به معنای بروز اختلال در دیگر رفتارهای فرد باشد ، رفتار ناهنجار نامیده می شود . لذا شاید بهتر خواهد بود که رفتار ناهنجار را رد قالب چه کسی ؟ چه وقت ؟ و در کجا ؟ تعریف کنیم .

اصول مربوط به شناسایی نابهنجاری ها

در تلاش برای درک و شناخت رفتار کودکان و نوجوانان ، باید به دو طبقه بندی وسیع که اصل و مبنای رفتار دشوار است ، توجه کرد :

1-  پیشامد یا عوامل تأثیر بر رفتار که در طول زمان به وجود آمده است . این عوامل معمولاً نه کاملاً آشکار و روشن است و نه به سهولت قابل دست کاری و بر طرف کردن . و عمدتاً نیز به سالهای اولیه ی کودکی مربوط می شود (مانند احساس ناامنی ناشی از  محرومیت کودک از محبت مادری).

2-  عوامل پیش گویی کننده رفتار درباره ماهیت مشکل و روند توسعه آن . برای شناسایی علل رفتار و ریشه یابی آن ، متاسفانه غالباً براساس نشانگان مشکل عمل می شود ، که نه تنها به درمان نمی انجامد ، بلکه موجب انتقال مشکل و بروز مشکلات دیگر در کودک نیز می گردد . (استادان طرح جامع آموزش خانواده ، 1380 ، 209 و 210)

جداکننده متن


صفحه اصلی 






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 08:32 ب.ظ
I was able to find good advice from your articles.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
** ** **
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

** **
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
** **